دسته: شعرا
-
۳۴۷. جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
غزل 347 جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال بدار یک نفس ای قائد این زمام جمال که دیده سیر نمیگردد از نظر به جمال دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل پیام ما که رساند مگر نسیم شمال به تیغ هندی دشمن قتال مینکند چنان…
-
۳۴۶. مرا رسد که برآرم هزار ناله چو بلبل
غزل 346 مرا رسد که برآرم هزار ناله چو بلبل که احتمال ندارم ز دوستان ورقی گل خبر برید به بلبل که عهد میشکند گل تو نیز اگر بتوانی ببند بار تحول اما اخالص ودی الم اراعک جهدی فکیف تنقض عهدی و فیم تهجرنی قل اگر چه مالک رقی و پادشاه به…
-
۳۴۵. گرم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دل
غزل 345 گرم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دل گل از خارم برآوردی و خار از پا و پا از گل ایا باد سحرگاهی گر این شب روز میخواهی از آن خورشید خرگاهی برافکن دامن محمل گر او سرپنجه بگشاید که عاشق میکشم شاید هزارش صید پیش آید به خون خویش مستعجل …