نویسنده: حامد امجدیان
-
حکایت سعدی درباره عشق و رابطهٔ خواجه و بنده | اپلیکیشن نینوایان
گویند خواجهای را بندهای نادر الحُسن بود و با وی به سبیلِ مودّت و دیانت نظری داشت. با یکی از دوستان گفت: «دریغ این بنده، با حُسن و شَمایِلی که دارد اگر زباندرازی و بیادبی نکردی.» گفت: «ای برادر! چو اقرارِ دوستی کردی، توقّعِ خدمت مدار که چون عاشق و معشوقی در میان آمد، مالک…
-
حکایت سعدی درباره دزدی از دوست و بخشش | اپلیکیشن نینوایان
درویشی را ضَرورتی پیش آمد، گلیمی از خانهٔ یاری بدزدید. حاکم فرمود که دستش بدر کنند. صاحبِ گلیم شَفاعت کرد که: من او را بِحِل کردم. گفتا: به شفاعتِ تو حدّ شَرعْ فرو نگذارم. گفت: آنچه فرمودی، راست گفتی، ولیکن هر که از مالِ وقف چیزی بدزدد، قطعش لازم نیاید، وَ الْفقیرُ لایَمْلِکُ. هر چه…
-
حکایت سعدی درباره بحث با داناتر و فروتنی | اپلیکیشن نینوایان
هر که با داناتر از خود بحث کند تا بدانند که داناست، بدانند که نادان است. چون در آید مِه از تویی به سخن گرچه بِه دانی، اعتراض مکن گرچه بِه دانی، اعتراض مکن بازنویسی حکایت سعدی (بحث با داناتر) به زبان ساده و امروزی سعدی در این حکایت کوتاه، به یکی از مهمترین اصول…