دسته: بوستان
-
حکایت سفر هندوستان و ضلالت بت پرستان (پایان باب هشتم)
حکایت سفر هندوستان و ضلالت بت پرستان (پایان باب هشتم) بتی دیدم از عاج در سومنات مرصع چو در جاهلیت منات چنان صورتش بسته تمثالگر که صورت نبندد از آن خوبتر ز هر ناحیت کاروانها روان به دیدار آن صورت بی روان طمع کردن رایان چین و چگل چو سعدی وفا زان بت سخت دل…
-
در سابقهٔ حکم ازل و توفیق خیر
در سابقهٔ حکم ازل و توفیق خیر نخست او ارادت به دل در نهاد پس این بنده بر آستان سرنهاد گر از حق نه توفیق خیری رسد کی از بنده چیزی به غیری رسد؟ زبان را چه بینی که اقرار داد ببین تا زبان را که گفتار داد در معرفت دیدهٔ آدمی است که بگشوده…
-
نظر در اسباب وجود عالم
نظر در اسباب وجود عالم نهادهست باری شفا در عسل نه چندان که زور آورد با اجل عسل خوش کند زندگان را مزاج ولی درد مردن ندارد علاج رمق ماندهای را که جان از بدن برآمد، چه سود انگبین در دهن؟ یکی گرز پولاد بر مغز خورد کسی گفت صندل بمالش به درد ز پیش…