دسته: سعدی
-
۳۴۵. گرم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دل
غزل 345 گرم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دل گل از خارم برآوردی و خار از پا و پا از گل ایا باد سحرگاهی گر این شب روز میخواهی از آن خورشید خرگاهی برافکن دامن محمل گر او سرپنجه بگشاید که عاشق میکشم شاید هزارش صید پیش آید به خون خویش مستعجل …
-
۳۴۳. به عمر خویش ندیدم شبی که مرغ دلم
غزل 343 به عمر خویش ندیدم شبی که مرغ دلم نخواند بر گل رویت چه جای بلبل باغ تو را فراغت ما گر بود و گر نبود مرا به روی تو از هر که عالمست فراغ ز درد عشق تو امید رستگاری نیست گریختن نتوانند بندگان به داغ تو را که این…
-
۳۴۴. ساقی بده آن شراب گلرنگ
غزل 344 ساقی بده آن شراب گلرنگ مطرب بزن آن نوای بر چنگ کز زهد ندیدهام فتوحی تا کی زنم آبگینه بر سنگ خون شد دل من ندیده کامی الا که برفت نام با ننگ عشق آمد و عقل همچو بادی رفت از بر من هزار فرسنگ ای زاهد خرقه پوش…