دسته: سعدی
-
۳۱۸. امشب مگر به وقت نمیخواند این خروس
غزل 318 امشب مگر به وقت نمیخواند این خروس عشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوس پستان یار در خم گیسوی تابدار چون گوی عاج در خم چوگان آبنوس یک شب که دوست فتنه خفتست زینهار بیدار باش تا نرود عمر بر فسوس تا نشنوی ز مسجد آدینه بانگ صبح یا…
-
۳۱۷. بوی بهار آمد بنال ای بلبل شیرین نفس
غزل 317 بوی بهار آمد بنال ای بلبل شیرین نفس ور پایبندی همچو من فریاد میخوان از قفس گیرند مردم دوستان نامهربان و مهربان هر روز خاطر با یکی ما خود یکی داریم و بس محمول پیش آهنگ را از من بگو ای ساربان تو خواب میکن بر شتر تا بانگ میدارد جرس…
-
۳۱۶. ساقی سیمتن چه خسبی خیز
غزل 316 ساقی سیمتن چه خسبی خیز آب شادی بر آتش غم ریز بوسهای بر کنار ساغر نه پس بگردان شراب شهدآمیز کابر آذار و باد نوروزی درفشان میکنند و عنبربیز جهد کردیم تا نیالاید به خرابات دامن پرهیز دست بالای عشق زور آورد معرفت را نماند جای ستیز گفتم…