دسته: شعرا
-
۵۱۵. خانه دل باز کبوتر گرفت
شماره 515 خانه دل باز کبوتر گرفت مشغله و بقر بقو درگرفت غلغل مستان چو به گردون رسید کرکس زرین فلک پر گرفت بوطربون گشت مه و مشتری زهره مطرب طرب از سر گرفت خالق ارواح ز آب و ز گل آینهای کرد و برابر گرفت ز آینه صد نقش شد…
-
۳۴. دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت
غزل 34 دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت نه دگر امید دارد که رها شود ز بندت به خدا که پرده از روی چو آتشت برافکن که به اتفاق بینی دل عالمی سپندت نه چمن شکوفهای رست چو روی دلستانت نه صبا صنوبری یافت چو قامت بلندت گرت…
-
۵۱۴. قصد سرم داری خنجر به مشت
شماره 514 قصد سرم داری خنجر به مشت خوشتر از این نیز توانیم کشت برگ گل از لطف تو نرمی بیافت بر مثل خار چرایی درشت تیغ زدی بر سرم ای آفتاب تا شدم از تیغ تو من گرم پشت تیغ حجابست رها کن حجاب بر رخ من گرم بزن یک دو…