دسته: اپلیکیشن نینوایان
-
۹۳. یار من آن که لطف خداوند یار اوست
غزل 93 یار من آن که لطف خداوند یار اوست بیداد و داد و رد و قبول اختیار اوست دریای عشق را به حقیقت کنار نیست ور هست پیش اهل حقیقت کنار اوست در عهد لیلی این همه مجنون نبودهاند وین فتنه برنخاست که در روزگار اوست صاحبدلی نماند در این…
-
۹۲. کس به چشم در نمیآید که گویم مثل اوست
غزل 92 کس به چشمم در نمیآید که گویم مثل اوست خود به چشم عاشقان صورت نبندد مثل دوست هر که با مستان نشیند ترک مستوری کند آبروی نیکنامان در خرابات آب جوست جز خداوندان معنی را نغلطاند سماع اولت مغزی بباید تا برون آیی ز پوست بندهام گو تاج خواهی…
-
۹۱. کس به چشم در نمیآید که گویم مثل اوست
غزل 91 سفر دراز نباشد به پای طالب دوست که زنده ابدست آدمی که کشته اوست شراب خورده معنی چو در سماع آید چه جای جامه که بر خویشتن بدرد پوست هر آن که با رخ منظور ما نظر دارد به ترک خویش بگوید که خصم عربده جوست حقیر تا نشماری…