دسته: اپلیکیشن نینوایان
-
۱۲۶. نه خود اندر زمین نظیر تو نیست
غزل 126 نه خود اندر زمین نظیر تو نیست که قمر چون رخ منیر تو نیست ندهم دل به قد و قامت سرو که چو بالای دلپذیر تو نیست در همه شهر ای کمان ابرو کس ندانم که صید تیر تو نیست دل مردم دگر کسی نبرد که دلی نیست کان…
-
۱۲۵. کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست
غزل 125 کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست هیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیست سرو زیبا و به زیبایی بالای تو نه شهد شیرین و به شیرینی گفتار تو نیست خود که باشد که تو را بیند و عاشق نشود مگرش هیچ نباشد که خریدار تو نیست…
-
۵۷۱. بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار میماند
شماره 571 بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار میماند جمال ماه نورافشان بدان رخسار میماند به گرد چرخ استاره چو مشتاقان آواره که از سوز دل ایشان خرد از کار میماند سقای روح یک باده ز جام غیب درداده ببین تا کیست افتاده و کی بیدار میماند به شب نالان…