دسته: اپلیکیشن نینوایان
-
۱۲۴. روز وصلم قرار دیدن نیست
غزل 124 روز وصلم قرار دیدن نیست شب هجرانم آرمیدن نیست طاقت سر بریدنم باشد وز حبیبم سر بریدن نیست مطرب از دست من به جان آمد که مرا طاقت شنیدن نیست دست بیچاره چون به جان نرسد چاره جز پیرهن دریدن نیست ما خود افتادگان مسکینیم حاجت دام گستریدن…
-
۱۲۳. در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست
غزل 123 در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست از گل و لاله گزیرست و ز گلرویان نیست دل گم کرده در این شهر نه من میجویم هیچ کس نیست که مطلوب مرا جویان نیست آن پری زاده مه پاره که دلبند منست کس ندانم که به جان در طلبش…
-
۱۲۲. در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست
غزل 122 در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست زرق نفروشم و زهدی ننمایم کان نیست ای که منظور ببینی و تأمل نکنی گر تو را قوت این هست مرا امکان نیست ترک خوبان خطا عین صوابست ولیک چه کند بنده که بر نفس خودش فرمان نیست من دگر…