دسته: شعرا
-
حقیقت و مجاز
حقیقت و مجاز بلبلی شیفته میگفت به گل که جمال تو چراغ چمن است گفت، امروز که زیبا و خوشم رخ من شاهد هر انجمن است چونکه فردا شد و پژمرده شدم کیست آنکس که هواخواه من است بتن، این پیرهن دلکش من چو گه شام بیائی، کفن است حرف امروز چه گوئی، فرداست که…
-
حدیث مهر
حدیث مهر گنجشک خرد گفت سحر با کبوتری کآخر تو هم برون کن ازین آشیان سری آفاق روشن است، چه خسبی به تیرگی روزی بپر، ببین چمن و جوئی و جری در طرف بوستان، دهن خشک تازه کن گاهی ز آب سرد و گه از میوهٔ تری بنگر من از خوشی چه نکو روی و…
-
چند پند
چند پند کسی که بر سر نرد جهان قمار نکرد سیاه روزی و بدنامی اختیار نکرد خوش آنکه از گل مسموم باغ دهر رمید برفق گر نظری کرد، جز به خار نکرد به تیه فقر، ازان روی گشت دل حیران که هیچگه شتر آز را مهار نکرد نداشت دیدهٔ تحقیق، مردمی کاز دور بدید خیمهٔ…