دسته: پروین اعتصامی
-
شرط نیکنامی
شرط نیکنامی یکنامی نباشد، از ره عجب خنگ آز و هوس همی راندن روز دعوی، چو طبل بانگ زدن وقت کوشش، ز کار واماندن خستگان را ز طعنه، جان خستن دل خلق خدای رنجاندن خود سلیمان شدن به ثروت و جاه دیگران را ز دیو ترساندن با درافتادگان، ستم کردن زهر را جای شهد نوشاندن…
-
شب
شب شباهنگام، کاین فیروزه گلشن ز انوار کواکب، گشت روشن غزال روز، پنهان گشت از بیم پلنگ شب، برون آمد ز ممکن روان شد خار کن با پشتهٔ خار بخسته، دست و پا و پشت و گردن بکنج لانه، مور آرمگه ساخت شده آزرده، از دانه کشیدن برسم و راه دیرین، داد چوپان در آغل،…
-
شاهد و شمع
شاهد و شمع شاهدی گفت بشمعی کامشب در و دیوار، مزین کردم دیشب از شوق، نخفتم یکدم دوختم جامه و بر تن کردم دو سه گوهر ز گلوبندم ریخت بستم و باز بگردن کردم کس ندانست چه سحرآمیزی به پرند، از نخ و سوزن کردم صفحهٔ کارگه، از سوسن و گل بخوشی چون صف گلشن…