دسته: شعرا
-
۲۲۴. گلبنان پیرایه بر خود کردهاند
غزل 224 گلبنان پیرایه بر خود کردهاند بلبلان را در سماع آوردهاند ساقیان لاابالی در طواف هوش میخواران مجلس بردهاند جرعهای خوردیم و کار از دست رفت تا چه بی هوشانه در می کردهاند ما به یک شربت چنین بیخود شدیم دیگران چندین قدح چون خوردهاند آتش اندر پختگان افتاد و…
-
۲۲۳. عیب جویانم حکایت پیش جانان گفتهاند
غزل 223 عیب جویانم حکایت پیش جانان گفتهاند من خود این پیدا همیگویم که پنهان گفتهاند پیش از این گویند کز عشقت پریشانست حال گر بگفتندی که مجموعم پریشان گفتهاند پرده بر عیبم نپوشیدند و دامن بر گناه جرم درویشی چه باشد تا به سلطان گفتهاند تا چه مرغم کم حکایت پیش…
-
۲۲۲. حسن تو دایم بدین قرار نماند
غزل 222 حسن تو دایم بدین قرار نماند مست تو جاوید در خمار نماند ای گل خندان نوشکفته نگه دار خاطر بلبل که نوبهار نماند حسن دلاویز پنجهایست نگارین تا به قیامت بر او نگار نماند عاقبت از ما غبار ماند زنهار تا ز تو بر خاطری غبار نماند پار گذشت…