دسته: فخرالدین عراقی
-
قصیده شماره نه
ایضاله یا رب، این بوی خوش ز گلستان آید؟ یا ز باغ ارم و روضهٔ رضوان آید یا صبا بوی سر زلف نگاری آورد یا خود این بوی ز خاک خوش کمجان آید یا شمال از دم عیسی نفسی بویی یافت کز نسیم خوش او در تن من جان آید شمس…
-
قصیده شماره هشت
ایضاله یا نسیم خوش بهار وزید یا صبا نافهٔ تتار دمید یا سحر باد بوی جان آورد یا سر زلف یار در جنبید این همه شادی و نشاط و طرب در سر خشک مغز ما گردید هین! که گلزار من روان بشکفت هان که صبح دم سعادتم بدمید دل من از طرب دمی میجست…
-
قصیده شماره هفت
در مدح بهاء الدین زکریای ملتانی روشنان آینهٔ دل چو مصفا بینند روی دلدار در آن آینه پیدا بینند از پس آینه دزدیده به رویش نگرند جان فشانند بر او کان رخ زیبا بینند چون بدیدند جمالش دل خود را پس از آن ز آرزوی رخ او واله و شیدا بینند عارفان چون که…