دسته: فخرالدین عراقی
-
قصیده شماره دوازده
در نعت رسول اکرم (ص) راه باریک است و شب تاریک و مرکب لنگ و پیرای سعادت رخ نمای و ای عنایت دست گیر تا قدم زین وحشت آباد عدم بیرون نهمز آن سرای راحتآباد قدم جویم نصیر جذبهای، تا بر کشم جان را ز قعر چاه تنجرعهای، تا افگنم خود را به دریایی…
-
قصیده شماره یازده
قصیده شماره ۱۱ – ایضاله طاب روح النسیم بالاسحار این دورالندیم بالادوار؟ در خماریم کو لب ساقی؟ نیم مستیم کو کرشمهٔ یار؟ طرهای کو؟ که دل درو بندیم چهرهای کو؟ که جان کنیم نثار غمزهٔ یار مست و ما مخمور لعل او تابدار و ما هشیار خیز، کز لعل یار نوشین لب به کف…
-
قصیده شماره ده
ایضاله فرستاد دریای فضل و هنر بدین خشک لب بحری از شعر تر روان کرد جویی ز بحر روان که دارد همی ز آب کوثر اثر روانی لفظ روانبخش او ببرد آبروی نسیم سحر دل ناتوانم همانا بدید فرستاد بهر دل من شکر چو بر جانم از فضل زیور نیافت بیاراست جانم به فضل…