دسته: غزل
-
۲۱۰. خواب خوش من ای پسر دستخوش خیال شد
غزل 210 خواب خوش من ای پسر دستخوش خیال شد نقد امید عمر من در طلب وصال شد گر نشد اشتیاق او غالب صبر و عقل من این به چه زیردست گشت آن به چه پایمال شد بر من اگر حرام شد وصل تو نیست بوالعجب بوالعجب آن که خون من بر تو…
-
۲۰۹. تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد
غزل 209 تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد کی شکیبایی توان کردن چو عقل از دست رفت عاقلی باید که پای اندر شکیبایی کشد سروبالای منا گر چون گل آیی در چمن خاک پایت نرگس اندر چشم بینایی کشد روی تاجیکانهات بنمای…
-
۲۰۸. مرا به عاقبت این شوخ سیمتن بکشد
غزل 208 مرا به عاقبت این شوخ سیمتن بکشد چو شمع سوخته روزی در انجمن بکشد به لطف اگر بخرامد هزار دل ببرد به قهر اگر بستیزد هزار تن بکشد اگر خود آب حیاتست در دهان و لبش مرا عجب نبود کان لب و دهن بکشد گر ایستاد حریفی اسیر عشق بماند…