دسته: شعرا
-
قصیده شماره دو
در مدح شیخ بهاء الدین زکریا ملتانی لاح صباح الوصال در شموس القراب صاح قماری الطرب دار کئوس الشراب شاهد سرمست من دید مرا در خمار داد ز لعل خودم در عقیق مذاب چهرهٔ زیبای او برده ز من صبر و هوش جام طرب زای او کرده نهادم خراب من ز جهان بیخبر، کرد…
-
هنوز از شب…
هنوز از شب… هنوز از شب دمی باقی است، می خواند در او شبگیر و شب تاب، از نهانجایش، به ساحل می زند سوسو. به مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من به مانند دل من که هنوز از حوصله وز صبر من باقی است در او به مانند خیال…
-
قصیده شماره یک
در مدح شیخ حمیدالدین احمد واعظ ای صبا جلوه ده گلستان رابا نوا کن هزاردستان را بر کن از خواب چشم نرگس راتا نظاره کند گلستان را دامن غنچه را پر از زر کنتا دهد بلبل خوشالحان را گل خوی کرده را کنی گر یادکند ایثار بر تو مرجان را ژاله از روی لاله…