دسته: شعرا
-
۱۷۳. آن که بر نسترن از غالیه خالی دارد
غزل 173 آن که بر نسترن از غالیه خالی دارد الحق آراسته خلقی و جمالی دارد درد دل پیش که گویم که به جز باد صبا کس ندانم که در آن کوی مجالی دارد دل چنین سخت نباشد که یکی بر سر راه تشنه میمیرد و شخص آب زلالی دارد زندگانی نتوان…
-
۱۷۲. هر آن ناظر که منظوری ندارد
غزل 172 هر آن ناظر که منظوری ندارد چراغ دولتش نوری ندارد چه کار اندر بهشت آن مدعی را که میل امروز با حوری ندارد چه ذوق از ذکر پیدا آید آن را که پنهان شوق مذکوری ندارد میان عارفان صاحب نظر نیست که خاطر پیش منظوری ندارد اگر سیمرغی اندر…
-
۱۷۱. مگر نسیم سحر بوی یار من دارد
غزل 171 مگر نسیم سحر بوی یار من دارد که راحت دل امیدوار من دارد به پای سرو درافتادهاند لاله و گل مگر شمایل قد نگار من دارد نشان راه سلامت ز من مپرس که عشق زمام خاطر بیاختیار من دارد گلا و تازه بهارا تویی که عارض تو طراوت گل و…