دسته: شعرا
-
۵۵۱. جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود
شماره 551 جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود گر تو ستم کنی به جان از تو ستم روا بود چون همه سوی نور تست کیست دورو به عهد تو چون همه رو گرفتهای روی دگر کجا بود آنک بدید روی تو در نظرش چه سرد شد گنج که…
-
۷۶. یارا بهشت صحبت یاران همدمست
غزل 76 یارا بهشت صحبت یاران همدمست دیدار یار نامتناسب جهنمست هر دم که در حضور عزیزی برآوری دریاب کز حیات جهان حاصل آن دمست نه هر که چشم و گوش و دهان دارد آدمیست بس دیو را که صورت فرزند آدمست آنست آدمی که در او حسن سیرتی یا لطف…
-
۷۵. کارم چو زلف یار پریشان و درهمست
غزل 75 کارم چو زلف یار پریشان و درهمست پشتم به سان ابروی دلدار پرخمست غم شربتی ز خون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرمست تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کمست زین سان که میدهد دل…