دسته: شعرا
-
۳۱۷. بوی بهار آمد بنال ای بلبل شیرین نفس
غزل 317 بوی بهار آمد بنال ای بلبل شیرین نفس ور پایبندی همچو من فریاد میخوان از قفس گیرند مردم دوستان نامهربان و مهربان هر روز خاطر با یکی ما خود یکی داریم و بس محمول پیش آهنگ را از من بگو ای ساربان تو خواب میکن بر شتر تا بانگ میدارد جرس…
-
۳۱۶. ساقی سیمتن چه خسبی خیز
غزل 316 ساقی سیمتن چه خسبی خیز آب شادی بر آتش غم ریز بوسهای بر کنار ساغر نه پس بگردان شراب شهدآمیز کابر آذار و باد نوروزی درفشان میکنند و عنبربیز جهد کردیم تا نیالاید به خرابات دامن پرهیز دست بالای عشق زور آورد معرفت را نماند جای ستیز گفتم…
-
۳۱۵. پیوند روح میکند این باد مشک بیز
غزل 315 پیوند روح میکند این باد مشک بیز هنگام نوبت سحرست ای ندیم خیز شاهد بخوان و شمع بیفروز و می بنه عنبر بسای و عود بسوزان و گل بریز ور دوست دست میدهدت هیچ گو مباش خوشتر بود عروس نکوروی بی جهاز امروز باید ار کرمی میکند سحاب فردا که…