دسته: بوستان
-
حکایت درویش با روباه
حکایت درویش با روباه یکی روبهی دید بی دست و پای فرو ماند در لطف و صنع خدای که چون زندگانی به سر میبرد؟ بدین دست و پای از کجا میخورد؟ در این بود درویش شوریده رنگ که شیری برآمد شغالی به چنگ شغال نگون بخت را شیر خورد بماند آنچه روباه از آن…
-
حکایت در معنی صید کردن دلها به احسان
حکایت در معنی صید کردن دلها به احسان به ره در یکی پیشم آمد جوان بتگ در پیش گوسفندی دوان بدو گفتم این ریسمان است و بند که میآرد اندر پیت گوسفند سبک طوق و زنجیر از او باز کرد چپ و راست پوییدن آغاز کرد هنوز از پیش تازیان میدوید که جو خورده بود…
-
گفتار اندر ثمره جوانمردی
گفتار اندر ثمره جوانمردی ببخش ای پسر کآدمی زاده صید به احسان توان کرد و، وحشی به قید عدو را به الطاف گردن ببند که نتوان بریدن به تیغ این کمند چو دشمن کرم بیند و لطف و جود نیاید دگر خبث از او در وجود مکن بد که بد بینی از یار نیک نیاید…