دسته: بوستان
-
حکایت در معنی رحمت بر ضعیفان و اندیشه در عاقبت
حکایت در معنی رحمت بر ضعیفان و اندیشه در عاقبت بنالید درویشی از ضعف حال بر تندرویی خداوند مال نه دینار دادش سیه دل نه دانگ بر او زد به سرباری از طیره بانگ دل سائل از جور او خون گرفت سر از غم برآورد و گفت ای شگفت توانگر ترش روی، باری، چراست؟…
-
گفتار اندر گردش روزگار
گفتار اندر گردش روزگار تو با خلق سهلی کن ای نیکبخت که فردا نگیرد خدا بر تو سخت گر از پا درآید، نماند اسیر که افتادگان را بود دستگیر به آزار فرمان مده بر رهی که باشد که افتد به فرماندهی چو تمکین و جاهت بود بر دوام مکن زور بر ضعف درویش و عام…
-
حکایت کرم مردان صاحبدل
حکایت کرم مردان صاحبدل یکی را کرم بود و قوت نبود کفافش بقدر مروت نبود که سفله خداوند هستی مباد جوانمرد را تنگدستی مباد کسی را که همت بلند اوفتد مرادش کم اندر کمند اوفتد چو سیلاب ریزان که در کوهسار نگیرد همی بر بلندی قرار نه در خورد سرمایه کردی کرم تنک مایه…