۲۳۹. کسی که روی تو بیند نگه به کس نکند

غزل 239

کسی که روی تو بیند نگه به کس نکند

ز عشق سیر نباشد ز عیش بس نکند

 

در این روش که تویی پیش هر که بازآیی

گرش به تیغ زنی روی بازپس نکند

 

چنان به پای تو در مردن آرزومندم

که زندگانی خویشم چنان هوس نکند

 

به مدتی نفسی یاد دوستی نکنی

که یاد تو نتواند که یک نفس نکند

 

ندانمت که اجازت نوشت و فتوی داد

که خون خلق بریزی مکن که کس نکند

 

اگر نصیب نبخشی نظر دریغ مدار

شکرفروش چنین ظلم بر مگس نکند

 

بنال سعدی اگر عشق دوستان داری

که هیچ بلبل از این ناله در قفس نکند


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *