
نیکبختان به حکایت و امثال پیشینیان پند گیرند، زآن پیشتر که پسینیان به واقعهٔ او مثل زنند.
دزدان دست کوته نکنند تا دستشان کوته کنند.
نرود مرغ سوی دانه فراز
چون دگر مرغ بیند اندر بند
پند گیر از مصائب دگران
تا نگیرند دیگران به تو پند
بازنویسی حکایت سعدی (پندپذیری از پیشینیان) به زبان ساده و امروزی
سعدی در این حکایت کوتاه اما پرمعنا، به ما میآموزد که انسانهای خوشبخت و هوشمند، پیش از آنکه خودشان در بلا و گرفتاری بیفتند، از سرنوشت دیگران عبرت میگیرند. آنها با شنیدن حکایتهای پیشینیان، درس میآموزند و راه درست را انتخاب میکنند، نه اینکه مثل احمقها منتظر بمانند تا خودشان تجربه کنند و بعد پند شوند برای دیگران!
سعدی برای روشن شدن این نکته، مثالهای زیبایی میزند:
– دزدها تا وقتی که دستشان قطع نشود، دست از دزدی برنمیدارند. یعنی تا تنبیه و مجازات نبینند، از کار زشت خود دست نمیکشند.
– مرغی که میبیند مرغ دیگری در دام افتاده، دیگر به سوی آن دانه نمیرود. یعنی از دیدن گرفتاری دیگران، عبرت میگیرد.
پس نتیجه این است که انسان عاقل باید از شنیدن درد و رنج دیگران، پند بگیرد و راه خطا را نرود، تا خودش دچار مصیبت نشود و دیگران از سرنوشت او عبرت نگیرند.
نتیجه اخلاقی حکایت:
– انسان عاقل از تجربههای دیگران درس میگیرد، نه اینکه منتظر تجربهٔ خودش باشد.
– عبرت گرفتن از سرنوشت دیگران، نشانهٔ خوشبختی و هوشمندی است.
– بسیاری از مردم تا تنبیه نشوند، دست از خطا برنمیدارند.
– بهترین راه برای دوری از بلا، پند گرفتن از بلاهای دیگران است.
– پیش از آنکه خودت موضوع پند و عبرت دیگران شوی، از دیگران پند بگیر.
💡 برای شنیدن روایت صوتی این حکایت و صدها حکایت دیگر از سعدی، مولانا، عطار و پروین اعتصامی، به همراه اجرای زیبای موسیقی اصیل ایرانی، اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید و دنیای هنر را به گوش خود بسپارید.
دیدگاهتان را بنویسید