۵۰

‫حیدربابا ، گروه رفیقان و دوستان
‫حیدربابا ، یار و یولداش دؤندوْلر

‫برگشته یک یک از من و رفتند بى نشان
‫بیر-بیر منى چؤلده قوْیوب ، چؤندوْلر

‫مُرد آن چراغ و چشمه بخشکید همچنان
‫چشمه لریم ، چیراخلاریم ، سؤندوْلر

خورشید رفت روى جهان را گرفت غم
‫یامان یئرده گؤن دؤندى ، آخشام اوْلدى

‫دنیا مرا خرابة شام است دم به دم
‫دوْنیا منه خرابهٔ شام اوْلدى


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *