دسته: باب هفتم در عالم تربیت
-
سر آغاز (آغاز باب هفتم)
سر آغاز (آغاز باب هفتم) سخن در صلاح است و تدبیر وخوی نه در اسب و میدان و چوگان و گوی تو با دشمن نفس همخانهای چه در بند پیکار بیگانهای؟ عنان باز پیچان نفس از حرام به مردی ز رستم گذشتند و سام تو خود را چو کودک ادب کن به چوب به گرز…
-
حکایت (پایان باب هفتم)
حکایت (پایان باب هفتم) چوانی هنرمند فرزانه بود که در وعظ چالاک و مردانه بود نکونام و صاحبدل و حق پرست خط عارضش خوشتر از خط دست قوی در بلاغات و در نحو چست ولی حرف ابجد نگفتی درست یکی را بگفتم ز صاحبدلان که دندان پیشین ندارد فلان برآمد ز سودای من سرخ روی…
-
گفتار اندر سلامت گوشهنشینی و صبر بر ایذاء خلق
گفتار اندر سلامت گوشهنشینی و صبر بر ایذاء خلق اگر در جهان از جهان رستهای است، در از خلق بر خویشتن بستهای است کس از دست جور زبانها نرست اگر خودنمای است و گر حق پرست اگر بر پری چون ملک ز آسمان به دامن در آویزدت بد گمان به کوشش توان دجله…