دسته: باب دوم در احسان
-
گفتار اندر احسان با نیک و بد
گفتار اندر احسان با نیک و بد گره بر سر بند احسان مزن که این زرق و شیدست و آن مکر و فن زیان میکند مرد تفسیردان که علم و ادب میفروشد به نان کجا عقل یا شرع فتوی دهد که اهل خرد دین به دنیا دهد؟ ولیکن تو بستان که صاحب خرد از ارزان…
-
گفتار اندر حذر از دشمنی که در طاعت آید
گفتار اندر حذر از دشمنی که در طاعت آید گرت خویش دشمن شود دوستدار ز تلبیسش ایمن مشو زینهار که گردد درونش به کین تو ریش چو یاد آیدش مهر پیوند خویش بد اندیش را لفظ شیرین مبین که ممکن بود زهر در انگبین کسی جان از آسیب دشمن ببرد که مر دوستان را به…
-
گفتار اندر ملاطفت با دشمن از روی عاقبت اندیشی
گفتار اندر ملاطفت با دشمن از روی عاقبت اندیشی چو شمشیر پیکار برداشتی نگه دار پنهان ره آشتی که لشکر کشوفان مغفر شکاف نهان صلح جستند و پیدا مصاف دل مرد میدان نهانی بجوی که باشد که در پایت افتد چو گوی چو سالاری از دشمن افتد به چنگ به کشتن برش کرد باید درنگ…