دسته: باب دوم در احسان
-
گفتار اندر دفع دشمن به رای و تدبیر
گفتار اندر دفع دشمن به رای و تدبیر میان دو بد خواه کوتاه دست نه فرزانگی باشد ایمن نشست که گر هر دو باهم سگالند راز شود دست کوتاه ایشان دراز یکی را به نیرنگ مشغول دار دگر را برآور ز هستی دمار اگر دشمنی پیش گیرد ستیز به شمشیر تدبیر خونش بریز برو…
-
گفتار اندر حذر کردن از دشمنان
گفتار اندر حذر کردن از دشمنان نگویم ز جنگ بد اندیش ترس در آوازهٔ صلح از او بیش ترس بسا کس به روز آیت صلح خواند چو شب شد سپه بر سر خفته راند زره پوش خسبند مرد اوژنان که بستر بود خوابگاه زنان به خیمه درون مرد شمشیر زن برهنه نخسبد چو در خانه…
-
گفتار اندر دلداری هنرمندان
گفتار اندر دلداری هنرمندان دو تن، پرور ای شاه کشور گشای یکی اهل بازو، دوم اهل رای ز نام آوران گوی دولت برند که دانا و شمشیر زن پرورند هر آن کو قلم را نورزید و تیغ بر او گر بمیرد مگو ای دریغ قلم زن نکودار و شمشیر زن نه مطرب که مردی نیاید…