دسته: سعدی
-
۶۵. عیب یاران و دوستان هنرست
غزل 65 عیب یاران و دوستان هنر است سخن دشمنان نه معتبر است مهر مهر از درون ما نرود ای برادر که نقش بر حجر است چه توان گفت در لطافت دوست هر چه گویم از آن لطیفتر است آن که منظور دیده و دل ماست نتوان گفت شمس یا قمر…
-
۶۴. این بوی روح پرور از آن خوی دلبرست
غزل 64 این بوی روح پرور از آن خوی دلبر است وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است ای باد بوستان مگرت نافه در میان وی مرغ آشنا مگرت نامه در پر است بوی بهشت میگذرد یا نسیم دوست یا کاروان صبح که گیتی منور است این قاصد از کدام…
-
۶۳. از هر چه میرود سخن دوست خوشترست
غزل 63 از هر چه میرود سخن دوست خوشتر است پیغام آشنا نفس روح پرور است هرگز وجود حاضر غایب شنیدهای من در میان جمع و دلم جای دیگر است شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر چون هست اگر چراغ نباشد منور است ابنای روزگار به صحرا روند و…