دسته: سعدی
-
گفتار اندر رای و تدبیر ملک و لشکر کشی
گفتار اندر رای و تدبیر ملک و لشکر کشی همی تا برآید به تدبیر کار مدارای دشمن به از کارزار چو نتوان عدو را به قوت شکست به نعمت بباید در فتنه بست گر اندیشه باشد ز خصمت گزند به تعویذ احسان زبانش ببند عدو را بجای خسک در بریز که احسان کند کند، دندان…
-
حکایت در معنی خاموشی از نصیحت کسی که پند نپذیرد
حکایت در معنی خاموشی از نصیحت کسی که پند نپذیرد حکایت کنند از جفا گستری که فرماندهی داشت بر کشوری در ایام او روز مردم چو شام شب از بیم او خواب مردم حرام همه روز نیکان از او در بلا به شب دست پاکان از او بر دعا گروهی بر شیخ آن روزگار ز…
-
حکایت درویش صادق و پادشاه بیدادگر
حکایت درویش صادق و پادشاه بیدادگر شنیدم که از نیکمردی فقیر دل آزرده شد پادشاهی کبیر مگر بر زبانش حقی رفته بود ز گردنکشی بر وی آشفته بود به زندان فرستادش از بارگاه که زورآزمای است بازوی جاه ز یاران یکی گفتش اندر نهفت مصالح نبود این سخن گفت، گفت رسانیدن امر حق طاعت است…