دسته: سعدی
-
گفتار اندر پوشیدن راز خویش (پایان باب اول)
گفتار اندر پوشیدن راز خویش (پایان باب اول) به تدبیر جنگ بد اندیش کوش مصالح بیندیش و نیت بپوش منه در میان راز با هر کسی که جاسوس همکاسه دیدم بسی سکندر که با شرقیان حرب داشت درخیمه گویند در غرب داشت چو بهمن به زاولستان خواست شد چپ آوازه افگند و از راست شد…
-
گفتار اندر حذر از دشمنی که در طاعت آید
گفتار اندر حذر از دشمنی که در طاعت آید گرت خویش دشمن شود دوستدار ز تلبیسش ایمن مشو زینهار که گردد درونش به کین تو ریش چو یاد آیدش مهر پیوند خویش بد اندیش را لفظ شیرین مبین که ممکن بود زهر در انگبین کسی جان از آسیب دشمن ببرد که مر دوستان را به…
-
گفتار اندر ملاطفت با دشمن از روی عاقبت اندیشی
گفتار اندر ملاطفت با دشمن از روی عاقبت اندیشی چو شمشیر پیکار برداشتی نگه دار پنهان ره آشتی که لشکر کشوفان مغفر شکاف نهان صلح جستند و پیدا مصاف دل مرد میدان نهانی بجوی که باشد که در پایت افتد چو گوی چو سالاری از دشمن افتد به چنگ به کشتن برش کرد باید درنگ…