دسته: شعرا
-
به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می
غزل ۴۳۰ به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می علاج کی کنمت آخرالدوا الکی ذخيرهای بنه از رنگ و بوی فصل بهار که میرسند ز پی رهزنان بهمن و دی چو گل نقاب برافکند و مرغ زد هوهو منه ز دست پياله چه میکنی هی هی شکوه سلطنت و حسن…
-
لبش میبوسم و در میکشم می
غزل ۴۳۱ لبش میبوسم و در میکشم می به آب زندگانی بردهام پی نه رازش میتوانم گفت با کس نه کس را میتوانم ديد با وی لبش میبوسد و خون میخورد جام رخش میبيند و گل میکند خوی بده جام می و از جم مکن ياد که میداند که جم کی…
-
مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
غزل ۴۳۲ مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی وصف رخ چو ماهش در پرده راست نايد مطرب بزن نوايی ساقی بده شرابی شد حلقه قامت من تا بعد از اين رقيبت زين در دگر نراند ما را به هيچ بابی در…