دسته: شعرا
-
۵۵۹. زهره عشق هر سحر بر در ما چه میکند
شماره 559 زهره عشق هر سحر بر در ما چه میکند دشمن جان صد قمر بر در ما چه میکند هر که بدید از او نظر باخبرست و بیخبر او ملکست یا بشر بر در ما چه میکند زیر جهان زبر شده آب مرا ز سر شده سنگ از او گهر شده بر…
-
۸۳. مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست
غزل 83 مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست که راحت دل رنجور بیقرار منست به خواب درنرود چشم بخت من همه عمر گرش به خواب ببینم که در کنار منست اگر معاینه بینم که قصد جان دارد به جان مضایقه با دوستان نه کار منست حقیقت آن که نه درخورد…
-
۵۵۸. یار مرا چو اشتران باز مهار میکشد
شماره 558 یار مرا چو اشتران باز مهار میکشد اشتر مست خویش را در چه قطار میکشد جان و تنم بخست او شیشه من شکست او گردن من به بست او تا به چه کار میکشد شست ویم چو ماهیان جانب خشک میبرد دام دلم به جانب میر شکار میکشد آنک قطار…