دسته: شعرا
-
چند شعر کوتاه و دلچسب
مادر مادرا گرچه چو تصوير خيالي شب وروز در سراپرده اين چشم پر آبم آيي خواهشم روز وشب اينست بدر گاه خدا كه كند لطفي و گه گاه به خوابم آيي آه عابدي را گفتم اي دست من و دامان تو كن دعايي ، تا نهم پايي در اين ميدان تو گفت از طاعت چه…
-
آن که از سنبل او غاليه تابی دارد
غزل ۱۲۴ آن که از سنبل او غاليه تابی دارد باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد از سر کشته خود میگذری همچون باد چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد ماه خورشيد نمايش ز پس پرده زلف آفتابيست که در پيش سحابی دارد چشم من کرد به هر…
-
کیمیای عشق سبز
کیمیای عشق سبز هیچ کس گمان نداشت این کیمیای عشق را ببین کیمیای نور را که خاک خسته را صبح و سبزه می کند کیمیا و سحر صبح را نگاه کن جای بذر مرگ و برگ خونی خزا کیمیای عشق و صبح و سبزه آفریده است خنده های کودکان وباغ مدرسه کیمیای عشق سرخ را…