دسته: شعرا
-
آتش دل
آتش دل به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر که هر که در صف باغ است صاحب هنریست بنفشه مژدهٔ نوروز میدهد ما را شکوفه را ز خزان وز مهرگان خبریست بجز رخ تو که زیب و فرش ز خون دل است بهر رخی که درین منظر است زیب و فریست جواب داد که…
-
آرزوی مادر
جهاندیده کشاورزی بدشتی بعمری داشتی زرعی و کشتی بوقت غله، خرمن توده کردی دل از تیمار کار آسوده کردی ستمها میکشید از باد و از خاک که تا از کاه میشد گندمش پاک جفا از آب و گل میدید بسیار که تا یک روز می انباشت انبار سخنها داشت با هر خاک و بادی بهنگام…
-
آرزوها
آرزوها ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن تیرگیها را ازین اقلیم بیرون داشتن همچو موسی بودن از نور تجلی تابناک گفتگوها با خدا در کوه و هامون داشتن پاک کردن خویش را ز آلودگیهای زمین خانه چون خورشید در اقطار گردون داشتن عقل را بازارگان کردن ببازار وجود نفس را بردن برین…