دسته: شعرا
-
برای دخترکم لاله و آقای مینا
برای دخترکم لاله و آقای مینا با دستهای کوچک خوشبشکاف از هم پردهٔ پاک هوا رابشکن حصار نور سردی را که امروزدر خلوت بی بام و در کاشانهٔ منپر کرده سر تا سر فضا رابا چشمهای کوچک خویشکز آن تراود نور بی نیرنگ عصمتکم کم ببین این پر شگفتی عالم ناآشنا رادنیا و هر چیزی…
-
مرداب
مرداب عمر من دیگر چون مردابی ستراکد و ساکت و آرام و خموشنه از او شعله کشد موج و شتابنه در او نعره زند خشم و خروشگاهگه شاید یک ماهی پیرمانده و خسته در او بگریزدوز خرامیدن پیرانه ی خویشموجکی خرد و خفیف انگیزدیا یکی شاخهٔ کم جرأت سیلراه گم کرده، پناه آوردشو ارمغان سفری…
-
سه شب
سه شب نخستین روزنهای از امید، گرم و گرامی روشنی افکنده باز بر دل سردم دایم از آن لذتی که خواهم آمد مستم و با سرنوشت بد به نبردم تا بردم گاهگاه وسوسه با خویش کای دله دل! چشم ازین گناه فرو پوش یاد گناهان دلپذیر گذشته بانگ بر آرد که: ای شیطان! خاموش وسوسهٔ…