دسته: شعرا

  • فریاد

    فریاد خانه‌ام آتش گرفته ست، آتشی جانسوز هر طرف می‌سوزد این آتش پرده‌ها و فرش‌ها را، تارشان با پود من به هر سو می‌دوم گریان در لهیب آتش پر دود وز میان خنده‌هایم تلخ و خروش گریه‌ام ناشاد از درون خستهٔ سوزان می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد خانه‌ام آتش گرفته ست، آتشی بی رحم…

  • فراموش

    فراموش با شما هستم من، ای … شما چشمه‌هایی که ازین راهگذر می‌گذرید با نگاهی همه آسودگی و ناز و غرور مست و مستانه هماهنگ سکوت به زمین و به زمان می‌نگرید او درین دشت بزرگ چشمهٔ کوچک بی نامی بود کز نهانخانه ی تاریک زمین در سحرگاه شبی سرد و سیاه به جهان چشم…

  • سگها و گرگها

    سگها و گرگها ۱ هوا سرد است و برف آهسته بارد ز ابری ساکت و خاکستری رنگ زمین را بارش مثقال، مثقال فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ سرود کلبهٔ بی روزن شب سرود برف و باران است امشب ولی از زوزه‌های باد پیداست که شب مهمان توفان است امشب دوان بر پرده‌های برف‌ها، باد روان بر…