دسته: شعرا

  • ۵۳

    ۵۳ امروز خشگناب چرا شد چنین خراب ؟ ‫خشگنابى یامان گوْنه کیم سالیب ؟ ‫با من بگو : که مانده ز سادات خشگناب ؟ ‫سیدلردن کیم قیریلیب ، کیم قالیب ؟ ‫اَمیر غفار کو ؟ کجا هست آن جناب ؟ ‫آمیرغفار دام-داشینى کیم آلیب ؟ ‫آن برکه باز پر شده از آبِ چشمه سار ؟…

  • ۵۴

    ۵۴ ‫آمیرغفار سرورِ سادات دهر بود ‫آمیر غفار سیدلرین تاجییدى ‫در عرصه شکار شهان نیک بهر بود ‫شاهلار شکار ائتمه سى قیقاجییدى با مَرد شَهد بود و به نامرد زهر بود ‫مَرده شیرین ، نامرده چوْخ آجییدى لرزان براى حق ستمدیدگان چو بید ‫مظلوملارین حقّى اوْسته اَسَردى ‫چون تیغ بود و دست ستمکار مى برید…

  • ۵۵

    ۵۵ ‫میر مصطفى و قامت و قدّ کشیده اش ‫میر مصطفا دایى ، اوجا بوْى بابا ‫آن ریش و هیکل چو تولستوى رسیده اش ‫هیکللى ،ساققاللى ، توْلستوْى بابا شکّر زلب بریزد و شادى ز دیده اش ‫ائیلردى یاس مجلسینى توْى بابا ‫او آبرو عزّت آن خشگناب بود ‫خشگنابین آبروسى ، اَردَمى ‫در مسجد و…