دسته: شعرا
-
۲۴۵. هر که بی او زندگانی میکند
غزل 245 هر که بی او زندگانی میکند گر نمیمیرد گرانی میکند من بر آن بودم که ندهم دل به عشق سروبالا دلستانی میکند مهربانی مینمایم بر قدش سنگدل نامهربانی میکند برف پیری مینشیند بر سرم همچنان طبعم جوانی میکند ماجرای دل نمیگفتم به خلق آب چشمم ترجمانی میکند آهن…
-
۲۴۴. یار با ما بیوفایی میکند
غزل 244 یار با ما بیوفایی میکند بیگناه از من جدایی میکند شمع جانم را بکشت آن بیوفا جای دیگر روشنایی میکند میکند با خویش خود بیگانگی با غریبان آشنایی میکند جوفروش است آن نگار سنگدل با من او گندم نمایی میکند یار من اوباش و قلاش است و رند بر…
-
۲۴۳. زلف او بر رخ چو جولان میکند
غزل 243 زلف او بر رخ چو جولان میکند مشک را در شهر ارزان میکند جوهری عقل در بازار حسن قیمت لعلش به صد جان میکند آفتاب حسن او تا شعله زد ماه رخ در پرده پنهان میکند من همه قصد وصالش میکنم وان ستمگر عزم هجران میکند گر نمکدان پرشکر…