دسته: شعرا
-
۲۸۱. امیدوار چنانم که کار بسته برآید
غزل 281 امیدوار چنانم که کار بسته برآید وصال چون به سر آمد فراق هم به سر آید من از تو سیر نگردم و گر ترش کنی ابرو جواب تلخ ز شیرین مقابل شکر آید به رغم دشمنم ای دوست سایهای به سر آور که موش کور نخواهد که آفتاب برآید گلم…
-
۲۸۰. مرو به خواب که خوابت ز چشم برباید
غزل 280 مرو به خواب که خوابت ز چشم برباید گرت مشاهده خویش در خیال آید مجال صبر همین بود و منتهای شکیب دگر مپای که عمر این همه نمیپاید چه ارمغانی از آن به که دوستان بینی تو خود بیا که دگر هیچ در نمیباید اگر چه صاحب حسنند در جهان…
-
۲۷۹. فراق را دلی از سنگ سختتر باید
غزل 279 فراق را دلی از سنگ سختتر باید مرا دلیست که با شوق بر نمیآید هنوز با همه بدعهدیت دعاگویم بیا و گر همه دشنام میدهی شاید اگر چه هر چه جهانت به دل خریدارند منت به جان بخرم تا کسی نیفزاید بکش چنان که توانی که بنده را نرسد خلاف…