دسته: غزل
-
۱۳۳. غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را
غزل شماره 133 غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را کو به یک جو برنسنجد هیچ صاحب تاج را اطلس و دیباج بافد عاشق از خون جگر تا کشد در پای معشوق اطلس و دیباج را در دل عاشق کجا یابی غم هر دو جهان پیش مکی قدر کی باشد امیر حاج…
-
۱۳۲. در میان پرده خون عشق را گلزارها
غزل شماره 132 در میان پرده خون عشق را گلزارها عاشقان را با جمال عشق بیچون کارها عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست عشق گوید راه هست و رفتهام من بارها عقل بازاری بدید و تاجری آغاز کرد عشق دیده زان سوی بازار او بازارها ای بسا منصور پنهان…
-
۱۳۱. من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا
غزل شماره 131 من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا سوی کوه طور رفتم حبذا لی حبذا دیدم آن جا پادشاهی خسروی جان پروری دلربایی جان فزایی بس لطیف و خوش لقا کوه طور و دشت و صحرا از فروغ نور او چون بهشت جاودانی گشته از فر و ضیا…