دسته: فخرالدین عراقی
-
قصیده شماره بیست و یک
در توحید ای جلالت فرش عزت جاودان انداخته عکس نورت تابشی بر کن فکان انداخته نقشبند فطرتت نقش جهان انگیخته بر بساط لامکان شکل مکان انداخته چیست عالم؟ نیم ذره در فضای کبریات آفتاب قدرتت تابی بر آن انداخته کیست جان؟ از عکس انوار جمالت تابشی چیست تن؟ خاکی درو آب روان انداخته تا…
-
قصیده شماره بیست
قصیده شماره ۲۰ – ایضاله ای جلالت فرش عزت جاودان انداخته گوی در میدان وحدت کامران انداخته رایت مهر جمالت لایزال افروخته سایهٔ چتر جلالت جاودان انداخته تاب انوار جمالت بهر اظهار کمال پرتوی بر ظلمتآباد جهان انداخته نور خود را جلوه داده در لباس این و آن در جهان آوازهٔ کون و مکان…
-
قصیده شماره نوزده
قصیده شماره ۱۹ – ایضاله قبلهٔ روی صوفیان بارگه صفای او سرمهٔ چشم قدسیان خاک در سرای او گوهر بحر اجتبا، مهر سپهر اصطفا یافته نور انبیا روشنی از ضیای او تافته حسن ایزدی از رخ خوب احمدی خضر بقای سرمدی یافته از لقای او برده ز مرسلان سبق خاتم انبیا به حق طینت…