دسته: سعدی
-
حکایت در معنی ثمرات نکوکاری در آخرت
حکایت در معنی ثمرات نکوکاری در آخرت کسی دید صحرای محشر به خواب مس تفته روی زمین ز آفتاب همی برفلک شد ز مردم خروش دماغ از تبش میبرآمد به جوش یکی شخص از این جمله در سایهای به گردن بر از خلد پیرایهای بپرسید کای مجلس آرای مرد که بود اندر این مجلست پایمرد؟…
-
حکایت پدر بخیل و پسر لاابالی
حکایت پدر بخیل و پسر لاابالی یکی زهرهٔ خرج کردن نداشت زرش بود و یارای خوردن نداشت نه خوردی، که خاطر بر آسایدش نه دادی، که فردا بکار آیدش شب و روز در بند زر بود و سیم زر و سیم در بند مرد لئیم بدانست روزی پسر در کمین که ممسک کجا کرد زر…
-
حکایت چهاردهم
حکایت ز تاج ملک زادهای در ملاخ شبی لعلی افتاد در سنگلاخ پدر گفتش اندر شب تیره رنگ چه دانی که گوهر کدام است و سنگ؟ همه سنگها پاس دار ای پسر که لعل از میانش نباشد به در در اوباش، پاکان شوریده رنگ همان جای تاریک و لعلند و سنگ چو پاکیزه نفسان و…