دسته: غزل
-
۲۲۲. حسن تو دایم بدین قرار نماند
غزل 222 حسن تو دایم بدین قرار نماند مست تو جاوید در خمار نماند ای گل خندان نوشکفته نگه دار خاطر بلبل که نوبهار نماند حسن دلاویز پنجهایست نگارین تا به قیامت بر او نگار نماند عاقبت از ما غبار ماند زنهار تا ز تو بر خاطری غبار نماند پار گذشت…
-
۲۲۱. مجلس ما دگر امروز به بستان ماند
غزل 221 مجلس ما دگر امروز به بستان ماند عیش خلوت به تماشای گلستان ماند می حلالست کسی را که بود خانه بهشت خاصه از دست حریفی که به رضوان ماند خط سبز و لب لعلت به چه ماننده کنی من بگویم به لب چشمه حیوان ماند تا سر زلف پریشان تو…
-
۲۲۰. دلم خیال تو را رهنمای میداند
غزل 220 دلم خیال تو را رهنمای میداند جز این طریق ندانم خدای میداند ز درد روبه عشقت چو شیر مینالم اگر چه همچو سگم هرزه لای میداند ز فرقت تو نمیدانم ایچ لذت عمر به چشمهای کش دلربای میداند بسی بگشت و غمت در دلم مقام گرفت کجا رود که هم…