دسته: غزل
-
۵۳. دیدار تو حل مشکلاتست
شماره 53 دیدار تو حل مشکلات است صبر از تو خلاف ممکنات است دیباچهٔ صورت بدیعت عنوان کمال حسن ذات است لبهای تو خضر اگر بدیدی گفتی: «لب چشمه حیات است!» بر کوزهٔ آب نه دهانت بردار که کوزهٔ نبات است ترسم تو به سحر غمزه یک روز دعوی بکنی…
-
۵۲. آن ماه دوهفته در نقابست
غزل 52 آن ماه دوهفته در نقاب است یا حوری دست در خضاب است وان وسمه بر ابروان دلبند یا قوس قزح بر آفتاب است سیلاب ز سر گذشت یارا ز اندازه به در مبر جفا را بازآی که از غم تو ما را چشمی و هزار چشمه آب است …
-
۵۱. آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شبست
غزل 51 آن نه زلف است و بناگوش که روز است و شب است وان نه بالای صنوبر که درخت رطب است نه دهانیست که در وهم سخندان آید مگر اندر سخن آیی و بداند که لب است آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت عجب از سوختگی نیست که…