دسته: رهی معیری
-
آزاده
آزاده بر خاطر آزاده غباری ز کسم نیست سرو چمنم شکوه ای از خار و خسم نیست از کوی تو بی ناله و فریاد گذشتم چون قافله عمر نوای جرسم نیست افسرده ترم از نفس باد خزانی کآن تو گل خندان نفسی هم نفسم نیست صیاد ز پیش آید و گرگ اجل از پی آن…
-
آتش جاوید
آتش جاوید ستاره شعلهای از جان دردمند من است سپهر آیتی از همت بلند من است به چشم اهل نظر صبح روشنم زآن روی که تازهرویی عالم ز نوشخند من است چگونه راز دلم همچو نی نهان ماند؟ که داغ عشق تو پیدا ز بند بند من است در آتش از دل آزادهام ولی غم…
-
نغمه حسرت
نغمه حسرت یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم گرد آن شمع طرب میسوختم پروانهوار پای آن سرو روان اشک روانی داشتم آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی چون غبار از…