دسته: رهی معیری
-
مریم سپید
مریم سپید عروس چمن مریم تابناک گرو برده از نو عروسان خاک که او را به جز سادگی مایه نیست نکو روی محتاج پیرایه نیست به رخ نور محض و به تن سیم ناب به صافی چو اشک و به پاکی چو آب به روشندلی قطره شبنم است به پاکیزگی دامن مریم است چنان نازک…
-
گنجینه دل
گنجینه دل چشم فروبسته اگر وا کنی درتو بود هر چه تمنا کنی عافیت از غیر نصیب تو نیست غیر تو ای خسته طبیب تونیست از تو بود راحت بیمار تو نیست به غیر از تو پرستار تو همدم خود شو که حبیب خودی چاره خود کن که طبیب خودی غیر که غافل ز دل…
-
گل یخ
گل یخ به دیماه کز گشت گردان سپهر سحاب افکند پرده بر روی مهر ز دم سردی ابر سنجاب پوش ردای قصب کوه گیرد بهدوش جهان پوشد از برف سیمین حریر کشد پرده سیمگون آبگیر شود دامن باغ از گل تهی چمن ماند از زلف سنبل تهی دا آن فتنه انگیز طوفان مرگ که نه…