دسته: دفتر سوم
-
نغمه حسرت
نغمه حسرت یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم گرد آن شمع طرب میسوختم پروانهوار پای آن سرو روان اشک روانی داشتم آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی چون غبار از…
-
ماجرای نیم شب
ماجرای نیم شب یافتم روشندلی از گریه های نیمشب خاطری چون صبح دارم از صفای نیمشب شاهد معنی که دل سر گشته از سودای اوست جلوه بر من کرد در خلوت سرای نیمشب در دل شب دامن دولت به دست آمد مرا گنج گوهر یافتم از گریه های نیمشب دیگرم الفت به خورشید جهان افروز…
-
کوی رضا
کوی رضا تا دامن از من کشیدی ای سر و سیمین تن من هر شب ز خونابه دل پر گل بود دامن من جانا رخم زرد خواهی جانم پر از درد خواهی دانم چه ها کرد خواهی ای شعله با خرمن من بنشین چو گل درکنارم تا بشکفد گل ز خارم ای روی تو لاله…