دسته: دفتر اول
-
چشمه نور
چشمه نور هر چند که در کوی تو مسکین و فقیریم رخشنده و بخشنده چو خورشید منیریم خاریم و طربناک تر از باد بهاریم خاکیم و دلاویز تر از بوی عبیریم از نعره مستانه ما چرخ پر آواست جوشنده چو بحریم و خروشنده چو شیریم از ساغر خونین شفق باده ننوشیم وز سفره رنگین فلک…
-
جلوه ساقی
جلوه ساقی در قدح عکس تو یا گل در گلاب افتاده است؟ مهر در آیینه یا آتش در آب افتاده است؟ بادهٔ روشن دمی از دست ساقی دور نیست ماه امشب همنشین با آفتاب افتاده است خفته از مستی به دامان ترم آن لالهروی برق از گرمی در آغوش سحاب افتاده است در هوای مردمی…
-
ترک خودپرستی کن
ترک خودپرستی کن گر به چشم دل جاناجلوه های ما بینی در حریم اهل دل جلوه خدا بینی راز آسمانها را در نگاه ما خوانی نور صبحگاهی را بر جبین ما بینی در مصاف مسکینان چرخ را زبون یابی با شکوه درویشان شاه را گدا بینی گر طلب کنی از جان عشق و دردمندی را…