دسته: حافظ
-
بيا که رايت منصور پادشاه رسيد
غزل ۲۴۲ بيا که رايت منصور پادشاه رسيد نويد فتح و بشارت به مهر و ماه رسيد جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت کمال عدل به فرياد دادخواه رسيد سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسيد ز قاطعان طريق اين…
-
ای پسته تو خنده زده بر حديث قند
غزل ۱۸۰ ای پسته تو خنده زده بر حديث قند مشتاقم از برای خدا يک شکر بخند طوبی ز قامت تو نيارد که دم زند زين قصه بگذرم که سخن میشود بلند خواهی که برنخيزدت از ديده رود خون دل در وفای صحبت رود کسان مبند گر جلوه مینمايی و گر…
-
رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند
غزل ۱۷۹ رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند من ار چه در نظر يار خاکسار شدم رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند چو پرده دار به شمشير میزند همه را کسی مقيم حريم حرم نخواهد ماند چه جای شکر و شکايت ز نقش…