دسته: حافظ
-
الا ای طوطی گويای اسرار
غزل ۲۴۵ الا ای طوطی گويای اسرار مبادا خاليت شکر ز منقار سرت سبز و دلت خوش باد جاويد که خوش نقشی نمودی از خط يار سخن سربسته گفتی با حريفان خدا را زين معما پرده بردار به روی ما زن از ساغر گلابی که خواب آلودهايم ای بخت بيدار …
-
معاشران گره از زلف يار باز کنيد
غزل ۲۴۴ معاشران گره از زلف يار باز کنيد شبی خوش است بدين قصهاش دراز کنيد حضور خلوت انس است و دوستان جمعند و ان يکاد بخوانيد و در فراز کنيد رباب و چنگ به بانگ بلند میگويند که گوش هوش به پيغام اهل راز کنيد به جان دوست که غم…
-
بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنيد
غزل ۲۴۳ بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنيد از يار آشنا سخن آشنا شنيد ای شاه حسن چشم به حال گدا فکن کاين گوش بس حکايت شاه و گدا شنيد خوش میکنم به باده مشکين مشام جان کز دلق پوش صومعه بوی ريا شنيد سر خدا که عارف…